اخبار, بلاگ

تحلیل یکپارچه گذار انرژی در اقتصاد جهانی

گذار از سوخت‌های فسیلی به انرژی‌های پاک به یکی از اولویت‌های راهبردی اقتصاد جهانی تبدیل شده است، اما سرعت و مسیر این تحول در همه کشورها یکسان نیست. تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد گذار انرژی فرآیندی چندبعدی است که به تعامل پیچیده میان نوآوری فناورانه، ابزارهای مالی و ساختار اقتصاد کلان هر کشور وابسته است. در چنین شرایطی، سیاست‌های یکسان و نسخه‌های عمومی کارایی محدودی دارند. این گزارش با مرور یافته‌های مطالعات بین‌المللی نشان می‌دهد موفقیت در گذار انرژی زمانی حاصل می‌شود که سرمایه‌گذاری در نوآوری، طراحی ابزارهای مالی و ویژگی‌های ساختاری اقتصاد هر کشور به‌صورت یکپارچه و مبتنی بر داده در سیاست‌گذاری لحاظ شوند.

 

به گزارش روابط عمومی مهرصنعت فولاد به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ هرچند هدف مشترک بسیاری از کشورهای جهان در گذار از سوخت‌های فسیلی به انرژی‌های پاک، کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و تأمین پایدار انرژی است، اما سرعت این گذار تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل چندوجهی قرار دارد. شناسایی این عوامل برای الگوگیری و تدوین نقشه‌راه گذار به انرژی‌های پاک ضروری است. سیاست‌گذاری مؤثر در این حوزه نیازمند درکی عمیق از تعامل پیچیده میان ابزارهای مالی، سرمایه‌گذاری در نوآوری و ویژگی‌های ساختاری هر اقتصاد است. این گزارش، با تلفیق یافته‌های سه مطالعه‌ اخیر، نشان می‌دهد که یک رویکرد یکسان و جهانی در گذار انرژی محکوم به شکست است؛ بنابراین استراتژی‌های موفق باید مبتنی بر داده، سازگار با شرایط هر کشور و منطبق بر پروفایل اقتصاد کلان آن طراحی شوند. در این گزارش، اهمیت و تأثیر سه عاملِ نوآوری در انرژی‌های تجدیدپذیر، ابزارهای مالیاتی و ساختار اقتصاد کلان مورد بررسی قرار گرفته است.

نوآوری زیست‌محیطی: موتور محرک رشد و گذار

شواهد نشان می‌دهد که نوآوری زیست‌محیطی (Eco-innovation) به عنوان یک محرک برای رشد اقتصادی بلندمدت و یک عامل کلیدی در افزایش سهم انرژی‌های تجدیدپذیر نقشی دوگانه ایفا می‌کند. مطالعه بر روی کشورهای گروه ویشگراد (V۴) نشان می‌دهد که اگرچه ثبت پتنت‌های زیست‌محیطی ممکن است در کوتاه‌مدت به دلیل هزینه‌های اولیه تأثیر منفی بر رشد اقتصادی داشته باشد، اما در بلندمدت اثری مثبت و معنادار بر جای می‌گذارد. مهم‌تر از آن، مخارج دولتی برای تحقیق و توسعه (R&D) در حوزه محیط‌زیست، به طور مداوم و در هر دو افق زمانی کوتاه‌مدت و بلندمدت، تأثیری مثبت و قابل‌توجه بر رشد اقتصادی دارد [۱].

این یافته، زمانی که در کنار داده‌های بازار انرژی اتحادیه اروپا قرار می‌گیرد، اهمیت بیشتری می‌یابد. در کشورهایی مانند بلژیک، یک همبستگی مثبت بسیار قوی بین مخارج R&D و سهم انرژی تجدیدپذیر (۰.۹۷) و همچنین بین پتنت‌های مرتبط با محیط‌زیست و این سهم (۰.۶۴) مشاهده می‌شود [۲]. این ارتباط مستقیم نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری در نوآوری صرفاً یک سیاست اقتصادی کلی نیست، بلکه ابزاری کارآمد برای دستیابی به اهداف مشخص در گذار انرژی است. تحقیق و توسعه، با فراهم آوردن فناوری‌های کارآمدتر و ارزان‌تر، به طور مستقیم به پذیرش گسترده‌تر انرژی‌های پاک کمک می‌کند.

ابهام در کارایی ابزارهای مالی: مورد مالیات‌های انرژی

در حالی که نقش نوآوری نسبتاً واضح به نظر می‌رسد، اثربخشی ابزارهای مالیاتی مانند مالیات بر انرژی بسیار پیچیده‌تر و وابسته به زمینه است. مالیات‌های انرژی با تشکیل ۷۷.۰۹٪ از کل مالیات‌های زیست‌محیطی در اتحادیه اروپا، مهم‌ترین ابزار مالی در این حوزه محسوب می‌شوند. با این حال، تأثیر آن‌ها بر افزایش سهم انرژی‌های تجدیدپذیر به شدت متغیر است. در بلژیک، همبستگی مثبت و قوی (۰.۹۰) بین مالیات انرژی و سهم تجدیدپذیرها دیده می‌شود، که نشان‌دهنده موفقیت این سیاست در این کشور است. اما در نقطه مقابل، لوکزامبورگ یک همبستگی منفی و قوی (-۰.۵۷) را تجربه می‌کند، که می‌تواند به معنای عدم کارایی یا حتی اثر معکوس این سیاست باشد [۲].

این تناقض با یافته‌های مطالعه بر روی کشورهای V۴ تکمیل می‌شود، جایی که مالیات‌های زیست‌محیطی هیچ تأثیر معناداری بر رشد اقتصادی نشان ندادند [۱]. این نتایج در کنار هم یک پیام کلیدی را مخابره می‌کنند: ابزارهای مالیاتی، برخلاف R&D، راه‌حل‌های جادویی نیستند. کارایی آن‌ها به متغیرهای دیگری بستگی دارد که در ساختار اقتصادی و سیاسی هر کشور نهفته است و نمی‌توان آن‌ها را به صورت یکسان برای همه تجویز کرد.

اولویت ساختار اقتصاد کلان در تعیین مسیر گذار انرژی

تفاوت در اثربخشی سیاست‌ها، ریشه در واقعیت بنیادین‌تری دارد که مطالعه‌ی تطبیقی ۱۱۸ کشور آن را آشکار می‌سازد: پروفایل ساختاری یک کشور، مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده مسیر و ظرفیت آن برای گذار انرژی است [۳]. این مطالعه با استفاده از روش خوشه‌بندی، کشورها را نه بر اساس سطح درآمد (توسعه‌یافته یا در حال توسعه)، بلکه بر اساس ویژگی‌های ساختاری مانند شدت انتشار کربن، وابستگی به واردات انرژی، سهم تجدیدپذیرها، شاخص توسعه انسانی (HDI) و جریان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (FDI) به ۹ گروه مجزا تقسیم می‌کند. شکل ۱، خوشه‌بندی نقشه جهانی را نشان می‌دهد.

تحلیل یکپارچه گذار انرژی در اقتصاد جهانی

شکل ۱- خوشه‌بندی ۱۱۸ کشور جهان براساس شاخص‌های کلان اقتصادی

نتایج به وضوح نشان می‌دهد که کشورها حتی در یک گروه درآمدی، مسیرهای گذار متفاوتی را طی می‌کنند. برای مثال، کشورهای صادرکننده انرژی، صرف‌نظر از ثروتمند بودن یا نبودن، عموماً سهم پایینی از انرژی‌های تجدیدپذیر دارند، که نشان‌دهنده قفل‌شدگی در مسیر اقتصاد مبتنی بر سوخت فسیلی است[۳]. این تحلیل توضیح می‌دهد که چرا سیاستی مانند مالیات بر انرژی در بلژیک موفق است اما در لوکزامبورگ نیست؛ زیرا این دو کشور به خوشه‌های ساختاری متفاوتی با ویژگی‌ها و چالش‌های منحصربه‌فرد تعلق دارند. بنابراین، درک این پروفایل ساختاری برای سیاست‌گذار یک پیش‌نیاز اساسی است.

نتیجه‌گیری

این گزارش ضرورت یک تغییر نگرش در سیاست‌گذاری گذار انرژی را آشکار می‌سازد. تمرکز باید از تجویز سیاست‌های واحد و جهانی به سمت یک رویکرد چندبعدی و زمینه‌محور (context-specific) منتقل شود. سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه و نوآوری زیست‌محیطی به عنوان یک استراتژی قدرتمند و با تأثیر مثبت تقریباً قطعی بر رشد و گذار انرژی، باید در اولویت قرار گیرد. در مقابل، ابزارهای مالی مانند مالیات بر انرژی باید با دقت و متناسب با پروفایل ساختاری هر کشور—شامل وابستگی تجاری، شدت کربن و سطح توسعه انسانی—کالیبره و اجرا شوند. در نهایت، موفقیت در گذار به انرژی‌های پایدار، بیش از آنکه به تقلید از الگوهای موفق دیگران وابسته باشد، در گروی شناخت عمیق ویژگی‌های منحصربه‌فرد ملی و طراحی استراتژی‌های هوشمندانه و متناسب با آن زمینه است.

منبع:irasin.ir/xJyR

علی قانعیان کارشناس توسعه و بازار شرکت نام آوران مهر صنعت فولاد

 

[۱] N. Jayaraj, A. Klarin, and S. Ananthram, “The transition towards solar energy storage: a multi-level perspective,” Energy Policy, vol. ۱۹۲, p. ۱۱۴۲۰۹, ۲۰۲۴.

[۲] S. Mohammaddini, A. Saifoddin, A. Zahedi, M. Abdoos, and A. Hajinezhad, “Impact of energy taxes and eco-innovation on sustainable energy markets,” Cleaner Engineering and Technology, p. ۱۰۱۰۹۷, ۲۰۲۵.

[۳] M. K. Aghababaei, A. Saifoddin, A. Zahedi, and M. Abdoos, “Macroeconomic impact of energy transition: A comparative study of developed and developing countries,” Energy Strategy Reviews, vol. ۶۲, p. ۱۰۱۹۱۰, ۲۰۲۵.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *